داستان خانه عینک

خانه
دسته‌بندی‌ها
جستجو
سبد خرید
ورود

داستان خانه عینک

دو رفیق ، یک علاقه مشترک ، و یک عالمه عینک

FARAHANI قبل از این داستان، مدت‌ها توی این فضا کار کرده بود از شناخت فریم و جزئیاتش گرفته تا سر و کله زدن با مشتری، بازار و هزار داستانی که پشت هر عینک وجود داره

VYPR اما هنوز بیرون بازی بود و داشت روی یک سایت و پیجش کار میکرد تا اینکه FARAHANI بهش گفت: «بیا تو، خودت می‌فهمی چه خبره.»

VYPR و FARAHANI دست همکاری دادند

دو تا رفیق که اول قرار بود فقط با هم کار کنند، کم‌کم فهمیدند قضیه برایشان فقط فروش عینک نیست

برای ما، عینک فقط یک وسیله برای بهتر دیدن نیست؛ بخشی از استایل، شخصیت و انتخاب آدمه

شروع کردیم به پیدا کردن فریم‌هایی که خودمون دوست داشتیم، بررسی جزئیاتی که شاید خیلی‌ها اصلاً نبیننش و ساختن مجموعه‌ای که اگر قرار بود خودمون ازش خرید کنیم، دقیقاً همین‌ها رو می‌خواستیم.

ما هنوز هم همون دو رفیقیم

فقط الان بینمون چند تا عینک بیشتر از قبل وجود داره.و راستش را بخواهی، هنوز سر خیلی چیزها با هم بحث می‌کنیم

ولی سر یک چیز توافق داریم

عینک باید روی صورت درست بشینه، روی استایل درست بشینه و مهم‌تر از همه، انتخاب خودت باشه